الملا فتح الله الكاشاني

308

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

چه صلح حديبيه مقدمهء فتح مكه بود و در آن روز ما هزار و چهار صد كس بوديم كه در خدمت حضرت رسالة صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم و در آن حوالى هيچ چاه نبود مگر دو چاه حديبيه و ما از غايت فرط حرارة حديبيه همهء آن آب را كشيديم بحيثيتى كه قطرهء آب در آن باقى نماند پس شكايت عطش پيش حضرت برديم حضرت ظرفى طلبيد و به آن وضو ساخت و مضمضه فرمود و دعا كرد و آب مضمضه را در آنچاه ريخت فى الحال بفرمان ذو الجلال از آنچاه آب فوران نمود و آنچاه پر آب گشته بالا آمد تا كه مردمان آب را به كف برميداشتند و ميخوردند و دواب را سيراب ميكردند - سالم بن ابى جعفر گويد كه از جابر پرسيدم كه شما چند كس بوديد كه با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حديبيه همراه بوديد گفت قريب هزار و پانصد كس بوديم در آن روز تشنگى بر ما غالب شد حضرت ظرفى را طلبيد و دست مبارك خود را در ميان آن آبها نهاد و از ميان انگشتان او آب بيرون ميآمد ما ميخورديم تا همه سيراب شديم و ظرف همچنان پر آب بود و هم چنان ميديديم كه اگر صد هزار ديگر مى بوديم همه از آن سيراب ميشديم و هنوز از آن آب باقى ميماند و نزد مجاهد و عوفى مراد از اين فتح فتح خيبر است و مجمع بن حارث انصارى كه يكى از قراء بود و قرآن را نزد حضرت ميخواند رواية كرده در حديبيه با رسول همراه بوديم چون از آن موضع مراجعت نموديم مردمان در راه ميشتافتند و چهارپايان را مىتاختند من گفتم شما را چه مىشود كه به اين سرعة ميرويد گفتند بر رسول وحى نازلشد من نيز مسارعة كردم و نزديك كراع الغميم برسول رسيدم چون همه مردمان نزد آنحضرت جمع شدند اين آيه تلاوة فرمود كه انا فتحنا لك فتحا مبينا يكى از اصحاب گفت يا رسول اللّه افتح هو آيا فتح است فرمود آرى به حق خداى كه نفس من بيد قدرت اوست كه فتح است پس در آن چند روز فتح خيبر كرد و غنيمت آن را بر صحابه قسمت فرمود و شعبى روايت كرده كه بعد از نزول اين آيه آيات عظيمه و علامات غريبه بفعل آمد يكى صلح حديبيه دوم بيرون آمدن آب از چاه يا از ميان انگشتان مبارك آنحضرت سوم فتح مكه چهارم فتح خيبر پنجم ظفر اهل روم بر فارس و اهل كتاب بر مشركان ششم وعدهء مغفرت كه . لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ يعنى فتح از حيثيت تفرع آن بر مشقت جهاد كه مستلزم دفع شركست و رفع اسلام سبب آن باشد كه بيامرزد خداى براى تو ما تَقَدَّمَ آنچه گذشته است پيش از فتح يا پيش از وحى مِنْ ذَنْبِكَ از گناهان تو يعنى از ترك ندب يا ترك اولى وَ ما تَأَخَّرَ و آنچه از پس آن واقع شده يعنى حق تعالى بميامن جهاد كه سبب فتح است بيامرزد و بگذارد از مندوباتى كه ترك آن نموده‌ايد پيش از وى و بعد از آن يا از گناهان متقدم و متاخر كه از امة تو صادر شده و خواهد شد به براهين واضحه بثبوت پيوسته كه انبيا معصومند